1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

مشروطه نوین جلد دوم قسمت پنچم (ارزشیابی ایده آفرینش)

.



5 - ارزشیابی ایده آفرینش

ایده خلقت، باستانی‌ترین ایده‌ها در مذاهب جهان است که مرتب در آیین مزدایی ظاهر می‌شود و ازآنجا به سیار ادیان، ازجمله یهودی سرایت می‌کند؛ از این طریق به مسیحیت و بالاخره به اسلام می‌رسد. عناصر اساسی این طرح، خدا، آفرینش و انسان‌اند:



در طرح مزبور، انسان در ذهن خود با «من» روبرو است، پس هنوز از بینش مذهبی خبری نیست. ولی ازآنجاکه در خارج از خود «غیر از من» را درک می‌کند که در موضع برتری یعنی خالق قرارگرفته، خدا شکل می‌گیرد. ظهور «قدسی» نشان می‌دهد که انسان به خالق اعتقاد دارد، بنابراین دستگاه دینی او را هم می‌پذیرد و سؤال نمی‌کند که خدا چیست و چگونه است؛ اما جالب‌توجه آنجاست که در «بندهشن» (کتاب آفرینش زردشتی) از چگونگی خود «قدسی» هم‌سخن می‌رود و این امر یا به‌عبارت‌دیگر، دستیاری انسان در امر خلقت صرفاً در آیین مزدایی قابل‌مشاهده است. در ادیان دیگر، خدا می‌گوید که خلق کردم، از بین بردم و از تنهائی خود در این‌گونه امور ذکر می‌کند و در این رابطه انسان- خدا، فرشتگان حائل‌اند. به‌عبارت‌دیگر، عالم «ساخت فرشته‌ای» دارد. این الگوی اعتقادی برای اولین بار توسط آیین مزدایی در جهان اظهارشده است. فی‌المثل اسرافی در مذهب یهود از همان «سروش» مزدیسنایی اخذشده است. علاوه بر آن، یک سلسله‌مراتب (هیرآرشی) فرشته‌ای بر نظام ارتباطی روح انسان باخدا، حاضر و ناظر می‌باشد. این نظام عمیقاً تک بُنی (مونیستی) است و برخلاف نظر آن عده که مزداییسم را ثنوی (دوآلیستی) می‌خوانند، به علت آنکه خلاق تنها یکی و آن‌هم اهورامزدا است و اوست که انسان را خلق می‌کند و به رسالت به زمین روانه‌اش می‌سازد، یک دین تک خدایی است. ثنویت مزبور به دلیل وجود اهریمن و یا (انگره مینیو) در برابر نظام دینی فوق‌الذکر، به ذهن خطور می‌کند، اما واقعیت ندارد؛ زیرا اهریمن خالق جهان و انسان نیست و صرفاً بر نیروهای اهریمنی و شر ریاست دارد.

اما این نظام دینی ظاهر کار است و در باطن آن، دستگاه فکری- فلسفی عمیقی نهفته است که مزداییسم را به دستگاه فلسفی بیشتر شبیه می‌سازد تا یک مذهب. اساس این دستگاه ازاین‌قرار است:

جهان واقعیت‌های خلق‌شده



سیستم مزبور یک دستگاه ایده آلیستی کامل است و ازآنجاکه به تعین ایده در جهان مادی توجه دارد، باید آن را «ایده‌آلیسم عینی» نامید. جالب است که سیستم مزبور بعدها در فلسفه ایده گرایانه افلاطون موردبحث قرار گرفت. علت آن است که وی از تفکر مزداییستی اطلاع کامل داشت و از طریق فیثاغورث که مدتی در ایران (ماد) زندگی کرده بود، عناصر فکری مزبور را دریافت داشت (532 قبل از میلاد)؛ بنابراین، برخی از محققین بین اندیشه‌های زرتشت و افلاطون نزدیکی فراوان می‌بینند (مقایسه کنید به مُثُل افلاطوی)

6 - بحث جهان‌شناسی

گفتیم که «هستی» یا جهان واقعیات در آیین مزدایی، دو عرصه دارد: منوک و گتی. ایرانیان باستان به جهان معنوی یا منوک، عنوان «زام» می‌دادند که به معنای «مفهوم زمین» بود و به گیتی یا جهان مادی، «زامیاد» می‌گفتند. سایر عرصه‌های فرعی هستی عبارت بودند از: زمان و مکان که تعین خود را در گیتی یا به‌عبارت‌دیگر در «ماده» می‌یابند و فره‌وشی‌ها (همزاد انسان) در جهان معنوی یا منوک قرار دارند آرشه تیپ‌ها یا ایده‌ها که نمونه‌های اصلی هر شیئی‌ هستند، موجودیت خود را در «منوک» می‌یابند. فرشته‌ها دارای سلسله‌مراتب بوده و واسطه بین خدا و انسان هستند.

ایده‌ها که ناقل نمونه‌های دیگر، قبل از آنکه «ماده» شکل گیرد و هستی پذیرد، وجود دارند؛ اما شگفت اینجاست که در دل ماده هم هستی دارند که باید در طی یک فرآیند غیر خود به خودی، «کار»، هستی مستقل خود را جلوه‌گر سازند. این معنا عیناً توسط افلاطون از مزداییسم کپی‌برداری شده، بدون آنکه اصل «کار» در آن ملاحظه گردد، اما در نزد هگل، اصل «کار» هم به آن اضافه می‌شود و اوست که به مزداییسم نزدیک می‌گردد. علت آن است که هگل، احتمالاً در مطالعه مثنوی معنوی از مولوی این نظریه را که: هستی مستقل ایده‌ها در بطن اشیای نهفته است که باید در طی یک فرایند مشخص، تعیّن یابد، کسب کرده است. مجموعه هستی‌شناسی مزدایی، یک دستگاه مابعدالطبیعی (متافیزیکی) را نشان می‌دهد که در آن‌همه چیز، فرآزیابی (ترانسندنتال) می‌باشد، یعنی از جانب خالق ایجاد گردیده که به مخلوق حواله داده می‌شود؛ درعین‌حال که انسان با انتخاب آزادانه زندگی زمینی به‌منظور تکمیل کار خلقت الهی در جهان مادی، مفهومی کاملاً «غیر جبری» به زندگی خود می‌بخشد.

7 - ارزش مثبت جهان مادی

قائل شدن دوجهان، یعنی جهان معنوی و جهان مادی به‌توسط مزداییسم، باب دیگری را در فلسفه ایرانی گشوده است؛ یعنی درعین‌حال که سیستم ایده‌آلیسم عینی بر کل دستگاه مزبور حاکم است، نشان‌هایی از گرایش به اصالت ماده و ارزش مثبت آن نیز دیده می‌شود. علت آن است که مزداییسم یا بهتر بگوییم، جهان‌بینی ایرانیان باستان، یک نظام بسته منسجم نبود، بلکه از عناصر فکری متعددی تشکیل می‌شد که ضمن ایجاد اعتقادات و ارزش‌های مذهبی، راه اندیشیدن و تفکر را باز و هموارساخته بود. ما، در ادبیات مزده یسنایی به چنین نمونه‌هایی از «هستی ماده» که می‌تواند بدون وجود عالم اعلی یعنی «منوک» هم «هستنده» باشد، برخورد می‌کنیم. در «بندهشن» در آنجا که از ساخت اجسام و بدن انسان سخن می‌رود، گفته‌شده است: «و ... اهورامزدا پاسخ داد: وقتی‌که من آسمان‌ها را برقرار گردم ... نور را از ماده فلز خوان ساختم، زمین را خلق کردم و تمامی هستی خاکی مواد آسمانی را در خود دارد و ...»

ملاحظه می‌شود که ماده خلق‌شده، ضمن هستنده بودن، هستی خاکی مواد آسمانی را هم در بردارد؛ به‌عبارت‌دیگر، ماده هستنده هست، اما درعین‌حال حامل پیام (اراده دانا) است که خود این پیام‌ها به شکل «ایده‌هایی» در دل ما مستتراند که جلوه‌گاه آن‌ها در «شیئ و فرم» می‌باشد. این بیان هندسی از ماده، ضمن دارا بودن اصل مابعدالطبیعی، از خاصیتی دیگر سخن می‌گوید که همانا «واقعیت فیزیک اشیا» است که باید در یک فرآیند پراکسیسی، به گوهر معنوی خود انتقال یابد. پس ماده، من‌حیث‌المجموع ارزش مثبت دارد. ماده چگونه با تفکر مجرد انسانی مرتبط است؟ ماده در مکان و زمان هستنده هست...

به‌عبارت‌دیگر، جهان مادی یا گیتی در ساحت‌های مکانی و زمانی واقعیت می‌یابد. بیان فیزیکی این مفهوم آن است که «چیزی که در ساحت مکان و ساحت زمان، هستنده نباشد، مادی نیست»؛ و یا آنکه می‌توان گفت: زندگی زمینی یا مادی، یعنی در زمان و مکان بودند. برای بدن که چیزی مادی است، شرایط زندگی خاکی پندار نیست، بلکه واقعیت است (برخلاف فلسفه مایای هندوان که زندگی خاکی را، وهم یا «مایا» می‌خوانند). برداشت دیگری که از تفکر نسبت به ماده حاصل می‌آید، آن است که اشیاء بافرم و ظاهراً عادی خود از معنا برخوردار نیستند و صرفاً در نیروی «کار» انسان است که معنای اشیاء فعلیت می‌یابد.

8 - ماده و تکامل آن

در چند سطر قبل اشاره کردیم که معنای ماده می‌تواند با انتقال واقعیت فیزیکی‌اش به گوهر «منوکی» آن، عینیت یابد و این مهم به‌خودی‌خود انجام نمی‌شود. در ماتریالیسم دیالکتیک کلاسیک، «ماده» تکامل می‌یابد، اما این تکامل در درجه پیچیدگی آن است. همچنان که کل سیستم کیهانی در تکامل دائم به سر می‌برد؛ اما انسان در تمام سماوات که دست ندارد. پس چگونه کل سیستم کیهانی و «ماده» فرآیند تکاملی را طی می‌کند؟ هر چه هست آن است که انسان، قدرت چندانی در دخل و تصرف در فرآیند تکاملی ماده ندارد و به‌عبارت‌دیگر، از دید ماتریالسیم دیالکتیک، انسان از این لحاظ در یک جبر (دترمینیسم) مادی اسیر است. درصورتی‌که در مزداییسم انسان نه‌تنها می‌تواند در تکامل ماده مؤثر باشد (از طریق کار یا پراکسیس)، بلکه این تکامل غایت گرایانه بوده و در خدمت سعادت بشر است، ازاین‌رو کار یا پراکسیس در این فلسفه مزدایی، یک فضیلت اساسی انسان است. در فلسفه پراکسیس مارکسی، عامل تعیین‌کننده در جهان برای انسان، «قوای مادی» است زیرا «شعور»، خود بازتاب «ماده» در ذهن است. در فلسفه پراکسیس مزدایی، انسان عامل تعیین‌کننده در جهان مادی است و انسان، ماده را باکار خود تکامل می‌بخشد و نو شدن خلقت (ایده فراشاکرتی) به همت و نیروی اندیشه و بازوی انسان صورت می‌پذیرد و شکل کاربردی و یا (آپلیکاتیو) نظریه تکامل ماده در مزداییسم، در اخلاق و سیاست بسیار مهم است. انسان آزاد است، نه‌تنها به دلیل داوطلبی‌اش در دستیاری خداوند، بلکه به دلیل شرکت عملی در تکامل جهان مادی یا گیتی. ازاین‌رو درجه ارزش و اهمیت انسان تا مراتب اعلای حد تفکر بالا است. هویت معنوی انسانِ درست‌کار، در جهان مادی (زامیاد) منعکس است؛ و یا به‌عبارت‌دیگر، انسانی که از طریق کار به آباد کردن و احیا و سازندگی می‌پردازد و هدفش متکامل ساختن دستگاه آفرینش می‌باشد، ارزش معنوی خاصی دارد که میزان آن را با درجه تلاش وی در روی جهان خاکی می‌توان سنجید؛ بنابراین، «آباد کردن» عبارت است از انتقال ایده‌های خدائی برجهان مادی و نیز از میان برداشتن فاصله انسان باخدا. یکی از فاصله‌های انسان نسبت به خدا، در ساحت «زمان» جای دارد که به شرح آن می‌پردازیم.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…